پلیس من...p7
𝕄𝕪 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖...
کوک: ها؟
تازه یادش افتاد خندیده سرفه الکی کرد
تهیونگ خندید: دیگه دیره
توی کاهو گوشتی گذاشت و سمت جونگ کوک گرفت
جونگ کوک با بهت نگاهش کرد
تهیونگ: بگیر دیگه
کوک: م ممنون
وگرفتو آروم خوردش
ته: دیدی بهت گفتم ؟ واقعا عالی درستش کردی
کوک: نوش جونت(لبخند)
روز به روز که می گذشت نسبت به هم احساس هایی رو حس می کردن ولی هیچکدومشون نه مطمئن بودن نه جرئت اش رو داشتن که اعتراف کنن
کوک: مطمئنی هیچ مشکلی با فیلم ترسناک نداری؟
ته: آره بابا مطمئنم،چرا هی می پرسی؟
کوک: چونکه شب یدفعه ای از ترس سکته نکنی
ته: جونگ کوک(با اعتراض)
کوک: باشه باشه ببینیم
فیلم ترسناکی زد تهیونگ بالش کنارشو برداشت و بغلش کرد
فیلم از همون اول ترسناک شروع شد وسطای فیلم بودن
کوک: تهیونگ حالت خوبه؟
تهیونگ بدون اینکه نگاهشو از تلویزیون برداره گفت: آ آره خوبم
جونگ کوک با تردید سر تکون داد
دختر پتو اش رو بالا داد زیر پتو یه عروسک به شدت ترسناک بود که بهش زل زده بود عروسک لبخند ترسناکی زد و یدفعه ای سمت دختر پرید و...
همزمان تهیونگ دادی از ترس زد و جونگ کوک رو بغل کرد و چشماش روبست
جونگ کوک با تعجب وشوک به تهیونگ نگاه کرد که چهره اش رنگ پریده بود گرمای بدن تهیونگ هم حتی از روی لباس احساس می کرد قلبش شروع کرد تند زدن خودشم گرم اش شده بود نمی دونست چه مرگش شده
کوک: ه هی تهیونگ خوبی؟
ته: آره الان خوبم...عه ببخشید
سریع از جونگ کوک فاصله گرفت فیلم بعد یه مدت تموم شد
کوک: شب بخیر
ته: شب بخیر
شرط :بالای ۲۵ لایک
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
کوک: ها؟
تازه یادش افتاد خندیده سرفه الکی کرد
تهیونگ خندید: دیگه دیره
توی کاهو گوشتی گذاشت و سمت جونگ کوک گرفت
جونگ کوک با بهت نگاهش کرد
تهیونگ: بگیر دیگه
کوک: م ممنون
وگرفتو آروم خوردش
ته: دیدی بهت گفتم ؟ واقعا عالی درستش کردی
کوک: نوش جونت(لبخند)
روز به روز که می گذشت نسبت به هم احساس هایی رو حس می کردن ولی هیچکدومشون نه مطمئن بودن نه جرئت اش رو داشتن که اعتراف کنن
کوک: مطمئنی هیچ مشکلی با فیلم ترسناک نداری؟
ته: آره بابا مطمئنم،چرا هی می پرسی؟
کوک: چونکه شب یدفعه ای از ترس سکته نکنی
ته: جونگ کوک(با اعتراض)
کوک: باشه باشه ببینیم
فیلم ترسناکی زد تهیونگ بالش کنارشو برداشت و بغلش کرد
فیلم از همون اول ترسناک شروع شد وسطای فیلم بودن
کوک: تهیونگ حالت خوبه؟
تهیونگ بدون اینکه نگاهشو از تلویزیون برداره گفت: آ آره خوبم
جونگ کوک با تردید سر تکون داد
دختر پتو اش رو بالا داد زیر پتو یه عروسک به شدت ترسناک بود که بهش زل زده بود عروسک لبخند ترسناکی زد و یدفعه ای سمت دختر پرید و...
همزمان تهیونگ دادی از ترس زد و جونگ کوک رو بغل کرد و چشماش روبست
جونگ کوک با تعجب وشوک به تهیونگ نگاه کرد که چهره اش رنگ پریده بود گرمای بدن تهیونگ هم حتی از روی لباس احساس می کرد قلبش شروع کرد تند زدن خودشم گرم اش شده بود نمی دونست چه مرگش شده
کوک: ه هی تهیونگ خوبی؟
ته: آره الان خوبم...عه ببخشید
سریع از جونگ کوک فاصله گرفت فیلم بعد یه مدت تموم شد
کوک: شب بخیر
ته: شب بخیر
شرط :بالای ۲۵ لایک
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
- ۳.۹k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط